معراج الشهدا

خرید بک لینک
پیامبر خدا دست علی را بالا گرفته. مردم دور تا دور انها ایستاده اند و چشم به لبان مبارک محمد دوخته اند. در عرش ههمه ای برپاست. فرشتگان قرار ندارند. علی را ببین. ان نور از ان محمد است یا علی؟ ان دو از یک نورند. انقدرها هم زمین جای بدی نیست. اری به شرط معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

این دیگ زخامیست که در جوش و خروش است.

چون پخته شد و لذت دم دید خموش است.

"مولوی"


پن: یادم باشه.

معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

بله مامان جان اون بلوز ابی هم برداشتم. هر چند نمیدونم برای چی. مامان اخه ژاکت؟ برمیگردم دیگه. ای وای این نخودچی کشمش ها چی می کنن تو ساک؟ مگه میرم قحطی؟ اونجا همه چی هست. مامان جان بخدا بده. بهم میخندن. یه جین جوراب؟ من جوراب دوست دارم نه تا این معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: خداحافظی, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18


لحظه سکون

و تمام...

معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

سردم بود. قبل ساعت شش بیدار شدم و شال و کلاه کردم برای راه اهن. لقمه های بین راهی بابا هم شد صبحانه ام. همراه خانم صاد سوار قطار شدیم و کمی درباره دیشب صحبت کردم. استرس این را داشتم که برگه جریمه را کی می فرستند و حساب کتاب این که ان وقت خانه نباشم. معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

دیر کرده بودم. مسجد پر از جمعیت بود، طبقه پایین رفتم تا شاید انجا بتوانم جایی پیدا کنم. طبقه پایین هم پر شده بود و تنها جای ممکن دم در بود. همانجا نشستم. روضه را از انجایی شنیدم که تیر به مشک خورد و عباس به زمین افتاد. صدای ضجه ها بلند شد. مداح همین معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

به یقین نگهبان مهری، مهربانترینم.

تولدت مبارک :)


پن: :) الکی مثلا

معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

بعد از نماز ظهر زدم زیر گریه. دلم سنگینی چند روز نماز صبح قضا شده را می کرد. دلم سنگین تر از چند روز نماز صبح قضا شده بود اما همانها را بهانه کردم و گفتم: قبول، من مثل ان دختر بچه پنج شش ساله با موهای تابدار قهوه ای رنگ که در نور خورشید به طلایی میز معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

خیلی فیلم نمیبینم. اگر هم ببینم فیلم های عامپسندِ، نه ان فیلم های هنر و تجربه ای و معنا گرا. امروز درسی داشتیم از جنس سینما، به گمانم نام نقد سینماست. از دوجلسه پیش تا به الان من سینما ندیدم. که نقدش کنند. یک بخشی از درس مربوط به ساختمان فیلم و فی معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: تارانتینو, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

روزهای اخر اسفند بود. عیدی در کار نبود. بعد شما که نمی شود عید گرفت. امدن مهرداد و نبودن شما کلافه ام کرده بود و باید میرفتم. فکر می کردم همان شور و حال گذشته را دارم. نداشتم. انقدر که در غروب شلمچه وقتی حاج حسین یکتا میگفت: بچه ها بیاید دعا کنید س معراج الشهدا...

ما را در سایت معراج الشهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت: 21:18

صفحه بندی